|
چنارستان
|
||
|
دوستان زمین پاک |
یک بار دیگر خبر کشتار، اینبار سه خرس. صحنه های زیبایی نبود. یک خرس مادر در خون و بچه هایی که در کنار مادرشان ناله می کردند. اما شکارچی بی رحم، معلم پروشی مدرسه، حتی ناله ی بچه خرس را نیز نمی شنود. باور کشتن توله خرس با روشی که او انجام داد حتی توسط یک جانی نیز مشکل است. این آموزگار پرورشی، که کودکان سرزمین من را پرورش می دهد، هنوز نمی داند که حیوانات نیز مانند او شکار نمی کنند. نماینده مجلس سمیرم در مصاحبه تلویزیونی می فرمایند که این جنایت چیز مهمی نیست. کشتن خرس ها مهم نیست که رسانه ای شده، این یک توطئه است که رسانه های دشمن علیه نظام راه انداختن. نمی دانم خرس های قهوه ای چه توطئه ای علیه نظام انجام دادند. آنچه مهم نیست طبیعت، موجودات زنده و دیگر انسان ها هستند. آقای نماینده اگر این از باور خرافاتی محلی سرچشمه می گرفت مردم منطقه علیه این جنایت اعتراض نمی کردند.
این دوست پرورشی گویا با فرزندان خود و همسرش هم همینگونه برخورد می کند. کودکانی که او پرورش می دهند درآینده چه کسی بار می آیند. می شود حدس زد
در تحلیل فنی سازه های انسانی بر شانه ی کوه می نشیند، بر بستر دریاچه ها و یا در دل رودخانه ها سوار می شود و دانش انسانی در بخش پایداری و مکانیک آن پاسخ آن را می دهد. اما در بینش اقتصادی و اجتماعی ساخت سد متغیرهای بیشتری دخالت می کند. زیرا این سازه بر شانه های مردم و بر پشت طبیعت می نشیند و این هر دو یعنی مردم و طبیعت باید توان تحمل سنگینی آن را داشته باشند.
دریاچه ای باستانی، یادگاری دیرین از دوران های دور، چی چست، ارومیه یا رضاییه چه فرقی می کند. آن چه بر دلش نشست پلی از روزگار کنونی بود و آن چه رگ هایش را بست سد هایی بود که بر مسیر رودهایش زدند. اینجا سخن دیگر از اثری ملی نیست. نه این اثر طبیعی بود. زیست بوم ارومیه تنها به ما تعلق نداشت و ندارد، او به همه ی موجودات کوچک و بزرگی که زندگیشان به زندگی آب و نمک دریاچه گره خورده پیوند دارد. هنگامی که شاخصه ی پیشرفتمان تعداد سد باشد و آنچه به زیر آب می رود افتخارمان. زیست بومی که طبیعت طی میلیون ها سال ساخته به سادگی از بین می رود. ساخت پل از میانه ی دریاچه تنها به دلیل چند دقیقه زود رسیدن انسانی سوار بر خودرویی آهنین و تند رو. پلی خاکریزی که سدیست در جلوی گردش آب دریاچه. آنقدر سد بر راه رودها زده اند که دیگر آبی برای دریاچه نمانده. آنها که سهم آب دریاچه را به دلیل اینکه آب برای کشاورزی کم است نمی دهند، نمی دانند در شوره زار پس از دریاچه دیگر کشاورزی معنایی ندارد. آتروپاتکان شوره زار دیگر مکان کشاورزان نیست. تازه می شنویم امروز سد تازه ای افتتاح شد. مدیریت آب بی معناترین واژه در کشور ما است. برای کشوری که بهترین راه ذخیره ی آب به شوند تابش شدید آفتاب زیر زمین است ما تمامی این سرمایه ای که از آسمان به سختی به ما می رسد را تقدیم پرتوهای تند آفتاب می کنیم تا به آسمان بازگردد. راه حل آسان است. خراب کردن یک پل، باز کردن چند دریچه.
خبر سخت بود و ناگهاني: تنها مرال نر بالغ ايران شكار شد.
همشهري آنلاين گزارش داد كه با كشته شدن تنها مرال نر بالغ سرشماري شده در منطقه شفت و فومن نسل اين حيوان در معرض خطر قرار گرفت.
اين نگين طبيعت كه تنها در ارتفاعات بالاي 1500 متر جنگلهاي انبوه زندگي ميكند و در منطقهاي به وسعت 39 هزار هكتار مورد حفاظت بود توسط شكارچيان كشته شد. قاتلين اين مرال درخانهاي كه مشغول طبخ اين حيوان بودند دستگير و تحويل مقامات قضايي شدند.
منابع از 6 ماه تا 3 سال زندان و پرداخت جريمه نقدي يك ميليون و دويست هزار توماني قاتلين خبر دادند. آيا چنين جريمهاي براي از بين بردن نسل يك حيوان كافيست؟
گل مريم ديگر هنگامي كه چشمانش را باز ميكند، محمد نوري را نميبيند.خيلي ناراحتم كه دو مطلب غمبار پياپي بگذارم. اما استاد آواز ايران درگذشت و آهنگ هايش جاودانهاش ساخت. آهنگهاي جاودانه اين چهره ماندگار بزرگ ايران مانند: وطن، سرزمين خورشيد، ايران و ... نشانهاي از اوج ميهنپرستي اين هنرمند بزرگ اين مرز و بوم داشت. او زندگي جاودانه يافت و از يادها نمي رود اين بزرگمرد.
رئيس مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي مازندران با بيان اين مطلب به همشهري گفت: از يكسو، جنگل زدايي عرصههاي جنگلي را تهديد ميكند و از سوي ديگر بهدليل دخالتهاي غيرمسئولانه بهويژه دخالت روستانشينان حاشيه جنگل و جنگل نشينان، جنگلها بهصورت تك لايهاي در آمده كه نتيجه آن كاهش پايداري جنگل است.
محمد اميني در باره زيانهاي ناشي از دخالت دامداران جنگل نشين خاطرنشان كرد: چوپانان و دامداران بسياري از درختان را قطع ميكنند تا نور بيشتري به داخل جنگل بتابد و زمينه رشد وتوليد علوفه فراهم شود.
وی اضافه می کند که يكي ديگر از چالشهاي جدي جنگلهاي شمال را اجراي طرحهاي عمراني دانست كه با تمهيدات حفاظتي جنگلهاي شمال تطابق و تناسب ندارد و در نتيجه صيانت از اين عرصهها را با معضل اساسي مواجه ساخته است.
اميني در پاسخ به اين پرسش كه آيا اين نهالكاريها ميتواند جايگزين جنگلهاي طبيعي شود؟ يادآور شد: طي 50 سال گذشته مجموعا 300هزار هكتار درشمال كشور نهالكاري شده حال آنكه بنابه آمار موجود طي همين زمان، يك تا يك ونيم ميليون هكتار جنگل را از دست دادهايم.
چنارستان> مقایسه کنیم. در شمال که جنگل فروشی است. مجازاتی هم برای جنگل فروشان نیست. نهال ها هم تا رشد کنند کنده شده اند. آن ۲/۱ میلیون هکتاری که نابود شده است تبدیل به تفریحگاه اهالی تهران یا اتوبان شده است. این ها برای راحتی ما اما اگر جنگل نباشد تفریحگاه شما آرامگاه می شود.
به گزارش مهر این پلنگ در منطقه قالیکوه از مناطق صعب العبور شهرستان الیگودرز توسط شکارچیان کشته شده است. به گفته ی مدیر کل محیط زیست لرستان مردم محلی اقدام به شکار این پلنگ کرده اند. در گزارش همچنین از دستگیری عامل شکار این پلنگ یاد شده است.
حالا مجازات فرد خاطی چیست؟ چند پلنگ دیگر باید قربانی خودخواهی ما شوند؟ چند یوز دیگر؟ چند آهوی دیگر؟ چند............. دیگر.
در این روز ها چنارهای تهران را دیده اید. برگ چنار ها زرد و کف پیاده رو ها مانند پاییز است. می دانید علت چیست؟
افزایش میزان آلاینده های هوا در تهران موجب تولید ازن (O3) و بروز مشکلات تنفسی و خزان زود رس درختان می شود. ازن در جو زمین مانع رسیدن پرتوهای مضر ماورای بنفش خورشید به موجودات زمین می شود اما در سطح زمین ترکیبی خطرناک و سرطان زا محسوب می شود.
به گفته کارشناسان، هوای تهران از آغاز امسال تنها 13 روز پاک را به خود دیده است.
گفتم که هر دو تا مطلب شروع را از شمال نگذارم، اما در یک سفر به شمال انقدر فاجعه زیست محیطی دیده می شود که اصلا نمی شود از آن گذشت:
امروز با یک حاجی زمین خوار که معلوم نبود کدوم مکه رفته، رفتیم سر زمین هایش. دوست گرامی زمینی را نشان داد و گفت ((تا چشم کار می کنه زمین ها مال موروثی منه. )) تصمیم به شهرک سازی داشت و برای خریدارانی که آنها را از تهران با یک تور به آنجا آورده بود پز می داد که من با این کار به مردم خدمت می کنم. دولت باید برای قطع این درختان از من تشکر کند. دولت باید دست منو ببوسد که زمین های کشاورزی و جنگل را تبدیل به ویلا و شهرک و آپارتمان می کنم!!!!!!!!!!!!!
حاج آقا ادامه داد: (( در کلاردشت56 آپارتمان روی جنگل ساختم و بابت قطع هر درخت 20 میلیون تومان به دادم)). دست شما درد نکند حاج آقا و همچنین عوامل محترم . حداقل شما مانند دوست پیشین ما درختان رو مجانی نکشتید. دیه هر درخت 20 میلیون تومان به جیب............ مردم کلاردشت. خیلی ممنون آقایان. از شما که درختان متعلق به همه ی ملت ایران را به تومان هایی فروختید و برای این مردم آواره آپارتمان های لوکس ساختی تا دو روزی در این دنیای سخت به استراحت در دل طبیعت زیبای نابود شده بپردازند، سپاسگزارم. حاج آقا کاش به جای بوسیدن دست شما، گردن شما را می زدند. هنگامیکه از حاج آقا از مبدا این زمین ها در کنار نمک آبرود سوال کردم، ریشه ی این زمین ها را اصلاحات ارضی خواند. این ها که زمین های ارباب شما بوده اما حالا خود ارباب شدید. یک شهر زمین داری که پیش از این در آن تولید و کشاورزی بوده، اما اکنون ساکن و استراحتگاه. از روزی که نوبت انتقام طبیعت برسد بترس. البته فکر نکم بلد باشی از اینترنت استفاده کنی. وای به حال این طبیعت.
|
|